۱۳۹۲ آذر ۳, یکشنبه

۱۳۹۲ آبان ۲۱, سه‌شنبه

۱۳۹۲ آبان ۶, دوشنبه

قصور و تقصیر با کیست ؟

خانم پگاه آهنگرانی در انتخابات ریاست جمهوری قبراق و سرحال و حاضر و یراق برای مصلحت کشور رای دادن به آخوند روحانی را تبلیغ و ترویج کرد و بعد از اینکه روحانی به آلاف و الوف ریاست جمهوری رسید. حال این خانم هنرمند سرخورده و سرکوفته و مستاصل و دمغ و دلمرده به 18 ماه حبس تعزیری و ممنوعیت خروج از کشور محکوم شده است ! قصور و تقصیر با کیست ؟


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ مهر ۲۴, چهارشنبه

قابل توجه به باور مندان معجزه و غیر باورمندان به آن

قابل توجه  به باور مندان معجزه و غیر باورمندان به آن
 
قابل توجه  به باور مندان معجزه و غیر باورمندان به آن وهمچنین علاقمندان معمای دو وچند مجهولی زیرا که  محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه  دراز کش بر روی تخت هواپیمای تشریفاتی خصوصی در کنار  ملازمان و مراقبان و هم نفسان   به ژنو سفر نمود . البته حامیان یا لابی های مقیم آمریکا در توئیتر  تصویر وی را در کنار   زنده یاد دکتر مصدق مزین  کردند . سپس  سالم وبدون عصا از هواپیما خارج و وارد ژنو شد . حال بماند به خاطر اینکه مذاکره هسته ای  با خیر وخوشی و چاشنی خنده در دیدار با خانم اشتون در فضای مسالمت آمیز به  خوبی  پیش  برود که ناشی  از ادعای تأکید آمیز صلح آمیز بودن  غنی سازی  اورا نیوم  می باشد . بنابراین مجسمه لخت  نصب شده جلوی درب مکان نشست دیدار ومذاکره پوشیده وحجاب دار شد .اما بدلیل حضور موی دماغ عباس عراقچی همکار  سابق سعید جلیلی  که  معاون ظریف است. صد البته وچشم وگوش رهبرولی فقیه وخامنه ای می باشد  موجب شد برای مظلوم نمایی وتنش زدایی  در مذاکره ی هسته ای که  بدون وبحث و جدل باشد و با روحیه صلح وصفا و نتیجه ی  مثبت دنبال شود  منجر شد تا محمد جواد خندان با ویلچر وارد  سالن کنفرانس مذاکره هسته ای و سپس  ویلچری خارج شود. ناگفته نماند هنوز گزارش تصویری از چگونگی بازگشت  ظریف به ایران بازتاب داده نشده است .
 
 
 
  
 
کنفرانس خبری اشتون
 
فرارومحمد جواد ظریف و کاترین اشتون پس از پایان مذاکرات ایران و 1+5 در کنفرانس خبری شرکت کردندوزیر امور خارجه کشورمان به دلیل کمر درد شدید با ویلچر در کنفرانس خبری شرکت کردتصاویر منا هویه فکر عکاس خبرگزاری ایسنا از نشست خبری ظریف و اشتون را در ادامه می بینید.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ مهر ۲۰, شنبه

جواد برو ویکی پدیا ببین مجید توکلی کیه ؟

تروریست دیپلمات رژیم، ظریف, وزیر امور خارجه رژیم و معاو نش خزاعی در مصاحبه با روزنامه دیلی بیست نیویورک اعلام داشتند که زندانی سیاسی "مجید توکلی " را نمی شناسند
 جواد برو ویکی پدیا ببین مجید توکلی کیه ؟



ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

تا رسوا شود هر که در اوغش باشد

اگر روشن گری هسته ای اخیر مجاهدین  واقعیت ندارد چرا بازدید از مکان اشاره شده برروی بازرسان سازمان آژانس جهانی اتمی گشوده نمی شود تا رسوا شود هر که در اوغش باشد؟
سئوال است اگر روشنگری هسته ای  اخیر مجاهدین  ادعا می باشد . پس برای چه از زمان افشاگری شان  بیش از 10 سال مذاکرات هسته ای ماراتونی  با گروه 3+1 که سپس  باتقاضای حاکمان ایران  و افزودن دو عضوچین و روسیه گروه  5+1 شد بی نتیجه مانده است وموجب تحریم های رو به گسترش شده است که نه اقتصاد کشور را دلالی وانگلی ووابسته و ورشکسته کرده است که  از سوی دیگر موجب رشد مهار ناپذیر تورم وگرانی لجام گسیخته همراه با فقر وبیکاری شده است؟ مهمتر اینکه  آری اگر چنانچه روشن گری اخیر مجاهدین واقعیت ندارد . چه اشکال دارد که از سوی حاکمان ایران  بازدید از مکان اشاره شده برروی بازرسان سازمان آژانس جهانی اتمی گشوده شود تا رسوا شود هر که در اوغش باشد؟ بهر حال اگر براستی تا کنون روشن گری های هسته ای واهداف پنهانی نظامی آن که از سوی مجاهدین فاش شده  واقعیت نداشته است .برای چه اینهمه دشمنی و کینه ورزی نسبت به  مجاهدین شده و این دشمنی همچنان  ادامه دارد تا جایی که حاکمان ایران با آلت دست شان نوری مالکی در عراق مرتکب چندین اقدام جنگ جنگی علیه ی بشریت در کمپ های اشرف ولیبرتی شدند که آخرین موردش حمله سبعانه مسلحانه ی  جنایت علیه ی بشریت در دهم شهریور در اشرف می باشد که موجب جانباختن 52 مجاهد و ربوده شدن وبه گروگان گرفتن 7 مجاهددیگر شد که 6 نفرشان زن هستند که  بطور گسترده و با شدت تمام  این جنایت ضد بشری در سطح جهانی محکوم شده است . همچنین  نوری مالکی دست نشانده  از سوی پارلمان اروپا مورد انتقاد شدید و فشار می باشد تا که 7 گروگان ربوده شده  در اشرف را آزاد نماید .
ادعاي جديد منافقين عليه برنامه هسته‌اي ايران . 20 مهر-92
جمهوری اسلامی : در شرايطي كه ايران در آستانه مذاكرات مهم ژنو با شش كشور موسوم به 1+5 قرار دارد و بسياري از محافل سياسي در جهان از تمايل خود به حل مساله هسته‌اي ايران از طرق ديپلماتيك سخن مي‌گويند،گروهك موسوم به "شوراي ملي مقاومت"، كه اكثر اعضاي آن را تروريست‌هاي سازمان منافقين تشكيل مي‌دهند، ادعا كرده است كه اطلاعاتي از يك مركز هسته‌اي مخفي در ايران در اختيار دارد.اين گروهك تروريستي كه دستش به خون بسياري از شهروندان ايراني و عراقي آلوده است، در ماه جولاي هم اتهامي را از همين دست به جمهوري اسلامي ايران وارد آورده بود اما كشورهاي مختلف توجهي به آن نكردند و تنها فرانسه ابراز داشت كه اين ادعا را بررسي خواهد كرد. به گزارش فارس،گروهك نفاق در ادعاي جديد خود گفته است كه ايران يك برنامه نظامي هسته‌اي را به سايتي نظامي در 1.5 كيلومتري تهران منتقل كرده است. منافقين در ادامه ادعاي خود ابراز داشته‌اند كه در حدود 100 كارشناس ايراني در حال انجام آزمايش‌هاي كوچك در اين سايت نظامي هستند. تروريست‌هاي منافقين طي سال‌هاي گذشته همكاري گسترده‌اي را با محافل صهيونيستي عليه برنامه هسته‌اي ايران داشته‌اند و بخشي از پروپاگانداي هسته‌اي عليه جمهوري اسلامي ايران هستند. همچنين اعضاي اين گروهك در ترور دانشمندان هسته‌اي ايران نيز نقش داشته‌اند

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ مهر ۱۸, پنجشنبه

جابجايی مخفيانه يک مرکز تحقيقات سلاح هسته يی در تهران

مهدي ابريشمچي مسئول كميسيون صلح شوراي ملي مقاومت طي يك كنفرانس مطبوعاتي در پاريس ابعاد ديگري از برنامه نظامي هسته اي ديكتاتوري آخوندي را افشا كرد.دراين كنفرانس كه روز سه شنبه 12 آبان برگزارشد، مهدي ابريشمچي درباره سايت غني سازي رژيم در قم- كه مقاومت ايران در دسامبر2005آن را افشا كرده بود- گفت: اين سايت از ابتدا يعني از سال 2000براي اهداف نظامي ساخته شد. تونلهاي اين سايت توسط سپاه پاسداران و وزارت دفاع ايجاد شده و يكي ازشركتهايي سازنده آن شركت قرب قائم در قرارگاه مهندسي نيروي هوايي سپاه پاسداران است. كارشناساني كه در راه اندازي اين سايت به صورت تونلها و تاسيسات زيرزميني، نقش مستقيم داشته اند از متخصصين وزارت دفاع رژيم و از متخصصين مركز فرماندهي و ساخت سلاح هسته اي بنام سايت مژده بوده اند.

مرتضي بهزاد، از مهندسان و اعضاي با سابقه سپاه پاسداران با تخصص بالا در زمينه توليد سانتريفوژ، ازسال 2007 بصورت مخفيانه به سايت قم منتقل شده است. وي رياست «شركت غني سازي اورانيوم« را كه در راه اندازي سايت قم فعاليت مي كند، برعهده دارد. حسين زيلويي نيز از متخصصين سايت مژده است كه در اندازه گيري تشعشع راديوآكتيو تخصص دارد و درسايت قم كارمي كند. مسؤل كمسيون صلح شوراي ملي مقاومت دركنفرانس مطبوعاتي پاريس در باره سايت سنجريان واقع در كنار رودخانه جاجرود گفت: دراين سايت رژيم در حال ساختن مواد شديدالانفجار به عنوان چاشني بمب اتمي است. اين سايت داراي تونلهاي زيرزميني است كه از سال 2000 ساختمان آن آغاز شده است. اين سايت اساسا زيرتپه بصورت شبكه تونلهاساخته شده است كليه فعاليتهاي مربوط به ساخت چاشني درداخل اين شبكه ها انجام مي شود. در درون اين تونلها چندين كارگاه تعبيه شده است و شبكه تونلها از طريق سه تونل ورودي و خروجي با بيرون ارتباط دارد. رژيم براي حفاظت از اين سايت زمينهاي روستاهاي منطقه را تصاحب و مزارع آنها را تخريب كرده است. اين سايت ابتدا توسط يك سياج كشي بافاصله زياد از خود سايت از محيط اطراف جدا شده و ديوارهاي بلند پيش ساخته تمامي سايت را از ديد مردم و بيرون حفظ ميكند و يك گشت دائمي در جاده نظامي منطقه اطراف را كنترل مي كند.

مهدي ابريشمچي اضافه كرد: مسئول نهايي ساخت كلاهك اتمي، سازمان هوا و فضا در وزارت دفاع است. مونتاژ نهايي كلاهك هسته اي در كارخانجات صنايع هوا و فضا درمنطقه خجيرانجام ميشود. مجتمعهاي صنعتي باكري و همت در منطقه خجير قراردارند. رئيس گروه صنايع باكري سرتيپ پاسدارمهرداداخلاقي كتابچي است كه نامش درليست تحريمهاي قعطنامه 1747 شوراي امنيت سازمان ملل متحد قراردارد. علت تمركز ساخت كلاهك درمنطقه خجير اين است كه رژيم ميتواند با استفاده از پوشش صنايع موشكي خود، طرحهاي ساخت سلاح اتمي را هم پيش ببرد و در عين حال تحت عنوان اينكه صنايع موشكي فعاليت نظامي خارج از مقررات آژانس بين المللي انرژي اتمي است، مانع بازديد ماموران آژانس از اين سايتها ميشود. مهدي ابريشمجي مسؤل كمسيون صلح شوراي ملي مقاومت در كنفرانس مطبوعاتي پاريس تاكيد كرد رژيم ولايت فقيه هيچگاه به پيشنهاد آژانس بين المللي انرژي اتمي مبني بر خارج كردن اورانيوم غني شده از ايران در كادري كه جامعه جهاني انتظار دارد پاسخ مثبت نخواهد داد. وي گفت خامنه اي در مواجهه با قيام گسترده مردمي و ناتوان از غلبه بر بحرانها و شقه دروني، دستيابي به بمب اتمي را عامل بقاي حاكميت خود ميداند و دست برداشتن از آن، روند فروپاشي و سرنگوني اين رژيم را تسريع ميكند. وي در پاسخ به سوال خبرنگاران در باره سرانجام مذاكرات كشورهاي 5 بعلاوه يك با رژيم، گفت: براي رژيم ملايان مذاكره تنها يك وسيله براي خريدن زمان و تكميل پروژه توليد بمب اتمي است. تا وقتي تحرميهاي همه جانبه اعمال نشود، اين رژيم هيچ چيز را جدي نمي گيرد. مهدي ابريشمچي تا كيد كرد قيام سراسري در ايران ادامه دارد و مردم ايران با پشتوانه قهرمانان پايدار خود در اشرف مصمم هستند تومار اين رژيم را براي هميشه در هم بپيچند. زمان آن فرا رسيده كه جامعه جهاني سياستي آينده دار را در قبال اين رژيم و برنامه هسته يي اش در پيش بگيرد. كنفرانس مطبوعاتي افشاگرانه مقاومت ايران در پاريس، مورد توجه رسانههاي مختلف جهان قرار گرفت. خبرگزاري فرانسه، با مخابره عكسهاي متعدد، گزارش داد: جنبش اپوزيسيون ايران كه اولين بار در سال 2002 برنامه هسته اي ايران را افشا كرد، در پاريس اعلام كرد تهران از سال 2000 ساختمان سايتهاي مخفي هسته اي با اهداف نظامي را شروع كرده است.

مهدي ابريشمچي، يك مسئول مجاهدين، در يك كنفرانس مطبوعاتي اظهار داشت: اطلاعات جديد ما نشان مي دهد كه رژيم ايران در سال 2000 مخفيانه ساختمان سايت متفاض (مركز تحقيقات فني انفجار و ضربه) را شروع كرده است. محلي كه چندين تاسيسات را در حومه شرق پايتخت شامل مي شود. مهدي ابريشمچي تصريح كرد كه «اعضاي مهم پاسداران انقلاب« در اين محل كار مي كنند، و از مرتضي بهزاد، بعنوان مرد كليدي پروژه قم و متخصص ساخت دستگاه سانتريفوژ، و حسين زيلويي، يك كارشناس ديگر هسته اي، نام برد. ابريشمچي تأكيد كرد رژيم عامدانه تلاش كرده بود از هرگونه تلاش براي شناسايي محل سايت قم از طريق نامگذاري اين سايت تحت نام ”فردو”، اقتباس شده از نام روستايي در 50 كيلومتري جنوب شهر جلوگيري كند، حال آنكه اين سايت بگفته وي در 30 كيلومتري شمال شهر قرار دارد. وي تصريح كرد جنبش وي اين آخرين اطلاعات خود را در اختيار آژانس بين المللي انرژي هسته اي قرار داده و از اينكه تحريمات سخت عليه رژيم آخوندها اتخاذ نشده اظهار تاسف نمود، رژيمي كه بگفته وي جز ”كسب وقت” از طريق كش دادن مذاكرات با غرب هدفي را دنبال نمي كند. سايت آي ريپورت سي. ان. ان، مصاحبه يي را از شاهين قبادي عضو كميسيون خارجه شوراي ملي مقاومت ايران در مورد كنفرانس مطبوعاتي پاريس، منعكس كرده است. در اين مصاحبه شاهين قبادي، تاريخجه يي از افشاگريهاي مقاومت ايران به آي ريپورت، ارائه كرد. اين گزارش در پايان كنفرانس پاريس كه طي آن مقاومت ايران آخرين فعاليتهاي مخفي اتمي رژيم آخوندي در روستاي سنجريان در شمال تهران را افشا نمود، داده شده است.

مهدي ابريشمچي، طي اين كنفرانس، جزئيات فعاليتهاي رژيم را افشا نمود. در اين كنفرانس بيش از 100 خبرنگار شركت داشتند. سايت آي ريپورت سي. ان. ان افزود: شوراي ملي مقاومت ايران، امروز از تهران طي اطلاعيه يي خبر از حضور هزاران تظاهركننده در خيابانها داد كه طي آن تعدادي توسط پليس ضدشورش دستگير شدند. آسوشيتدپرس طي گزارشي از كنفرانس مقاومت ايران درپاريس، نوشت: اپوزيسيون در تبعيد ايران، از آژانس بينالمللي انرژي اتمي، خواست از يک سايت مخفي در نزديکي تهران که براي کمک رساندن به توليد چاشنيهاي هسته‌اي مورد استفاده قرار ميگيرد، هيچ فرصتي را از دست ندهد. شوراي ملي مقاومت ايران، گفت اين سايت در دامنه يك کوه در شرق تهران ساخته شده است و شامل يک سري از تونلهاي تو در تو ميباشد. مهدي ابريشم چي، در يک کنفرانس خبري گفت: همه فعاليتهاي مربوط به ساخت چاشنيها در شبكه تونلها انجام شده است. آسوشيتدپرس با اشاره به افشاگري قبلي مقاومت ايران، نوشت: اين گروه براي اولين بار در ماه سپتامبر در يك كنفرانس خبري اطلاعات خود درباره اين سايت را فاش كرد. اطلاعات فاششده جديد جزئيات بيشتري در مورد ساخت و ساز و فعاليتهاي اين سايت است.


 شوراي ملي مقاومت ايران ميگويد اين سايت مرکز تحقيقات فناوري انفجار و ضربه، يا متفاز مي باشد كه توسط وزارت دفاع ايران اداره ميشود. ابريشم چي گفت شوراي ملي مقاومت اطلاعات خود را از منابع درون سپاه پاسداران و وزارت دفاع به دست آورده است، دو سازماني كه به گفته اين شورا، دستاندركار ساخت سلاحهاي هسته اي هستند. وي گفت ساخت تونل براي متفاز METFAZ و سايتي در نزديکي شهر مقدس قم در سال 2000 آغاز شد. در ادامه گزارش آسوشيتدپرس آمده است: شوراي ملي مقاومت از اينكه که مقامات تا سال جاري براي بازديد از قم منتظر ماندهاند ابراز تأسف كرد و يادآوري كرد كه در دسامبر 2005 علائمي از وجود اين سايت را فاش كرده بود. مجاهدين در يک کنفرانس خبري در دسامبر 2005 گفته بودند که رژيم حاکم بر ايران مشغول ساختن شبکه اي از تونلها و تاسيسات زيرزميني در 14 نقطه، از جمله قم هستند. آسوشيتدپرس در ادامه گزارش خود از اين كنفرانس، نوشت: ابريشمچي مجموعه اي از شركتهاي پوششي را تشريح كرد كه براي مخفي كردن كار روي سايتهاي هسته اي از جمله قم مورد استفاده قرار ميگيرند. بعنوان مثال بخشي از تونلهاي واقع در قم، توسط شركت قرب قائم ساخته شده است كه گفته ميشود بخش مهندسي نيروي هوايي سپاه پاسداران ميباشد. اين گروه اپوزيسيون از جامعه بين المللي خواستار يك موضع قاطع درباره برنامه هسته اي ايران، بويژه تحريم نفتي، تكنولوژيك و ساير توليدات حساس گرديد. آژانس هسته اي سازمان ملل مستقر در وين در حال حاضر در انتظار پاسخ تهران به يك پيشنهاد مي باشد كه اجازه ميدهد ايران اكثر اورانيوم غني شده اش را براي غني سازي بيشتر به خارج از كشور بفرستد روشي كه تضمين ميكند مواد كافي براي ساختن بمب در دست نداشته نباشد. ابريشم چي گفت: «منتظر ماندن براي يك پاسخ كتبي. . . به دنبال سراب دويدن است

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ مهر ۱۵, دوشنبه

تبرئه جلاد و به مسلخ بردن قربانی

 گفته می شود آنکس که حقیقت را نمی داند نادان است وآنکس که حقیقت را می داند وآن را انکار می کند جنایتکار است. چشمک و چراغ به مراکز قدرت در ایران زدن ترفند و شیوه های گوناگون دارد یا بطور مستقیم از حاکم مستبد وسرکوبگر دفاع وتبلیغ می شود. یا با دفاع کردن ازجناحی ازحاکمیت این سیاست دنبال می شود. یا همسویی با سیاست هایش علیه ی مخالفان می شود. یا با شگرد یکی به نعل ویکی به میخ زدن و به در گفتن تادیوار بشنود این سیاست حمایت ودفاع کردن از حاکمان ایران دنبال می شود .
  اما موضوع محوری این است که با نیشی به ظالم وجلاد حاکم زده می شود هدف به مسلخ بردن قربانی می باشد. برای این جماعت که هرگز بی طرف نیستند و منصفانه قلم زنی وقضاوت نمی کنند بازگویی حقیقت معنی و مفهومی ندارد. زیرکه وقایع و حقایق را آنگونه که هست بیان نمی کنند چون با جراحی حقایق و حذف واقعیات معلول گرایی می کنند تا ریشه وعلت یابی نکنند تا بتوانند تلاش کنند با قلم تیزجراحی خود با قربانی برخورد کنند تا هم موجب انحراف اذهان عمومی شوند .هم به نفع ظالم وجلادموضع گیری کرده باشند. برای اینکه با شگرد از ریش بریدن و پیوند به سبیل زدن می خواهند به جنایتکاران حاکم بر ایران چشمک بزنند تا منافع حقیرشان را دنبال کنند.

یکی از اینگونه قلم فروشان عنصری به نام محمد رهبر است که تازگی پیرامون 30 خرداد 60 قلم زنی کرده و نتیجه دلخواه گرفته است. بطور مثال بدون آنکه بگوید رژیم شاه چه زمانی سقوط کرد؟ فاصله ی این مقطع تا 30 خرداد چه مدت بود وچه اتفاقاتی در این مدت در ایران به ویژه در مورد هواداران مجاهدین رخ داد؟ چه تعدادشان به جرم نشریه فروشی زندانی یا توی خیابان ها جان باختند؟ یااینکه اشاره کند. چرا خمینی شیاد موافقت با کاندیدا توری ریاست جمهوری مسعود رجوی نکرد؟ یا اینکه بگوید تظاهرات 30 خرداد 60 برای چه برپا شد؟ مهمتر اینکه بر اساس اصلی وفرعی کردن مسایل بگوید اکنون در چه ماهی هستیم ومسایل مهم روز کشور چیست؟

چرا قلم فروش الویت را به 30 خرداد60 داده است و نه دهم شهریور 92 که اقدام جنایت علیه ی بشریت به اشرف شد که منجر به قتل عام 52 نفر وربودن 7 نفر دیگر شد که هنوز آزاد نشدند؟ یا اینکه چرا قلم زنی پیرامون سفر روحانی به آمریکا وبازتاب آن نکرده و سخنی در مورد سانسور و سرکوب شدید در کشور نگفته ولی با عقده گشایی قلمش را به 30 خرداد 60 و علیه ی مجاهدین اختصاص داده است؟ درصورتی که فرار وی از پرداختن به موضوعات مهم اشاره شده ی روز به آسانی می توان به نیت شوم باکینه ورزی ودشمنی اش نسبت به مجاهدین پی برد. به ویژه اینکه سفارش نامه ی وی با عنوان " آن مردم خشن " در صحفه رادیو فردا بازتاب داده شده است تا مکمل سیاست مماشات اوباما در مذاکرات هسته ای رژیم ضد بشری گردد .

 همزمان هم این سفارش نامه در سایت بالاترین و سایت های دیگر حامی رژیم ضد بشری بازتاب داده شده است. تا همانگونه که اشاره شد علیه ی قربانی وبه نفع جلاد ظالم حاکم برایران تمام شود .عجیب تر اینکه قلم فروشان تحریف گر ووارونه گوی این چنینی تلاش می کنند تا نوعی توازن قوا و تعادل و هم سطحی و همسانی قدرت بین ظالم ومظلوم به وجود آورند و در اذهان مخاطبین خود جا بیاندازند تا بتوانند نتیجه گیری کنند پایگاه اجتماعی طرفین چگونه است وکفه ترازو به کدامین سمت می چربد. یعنی وقتی این قلم فروش محمد رهبر پایگاه رجوی با دوران خمینی را مقایسه می کند. هرگز نمی گوید کدام در قدرت بود و از چه امکانات مالی وتبلیغاتی و ابزار گسترده ی سرکوب وسانسور با منابر وتریبون وبلندگوهای تبلیغاتی وارونه گو کردن برای انحراف اذهان عمومی در داخل کشور برخوردار بود و در برون مرز سیاست مماشات چگونه دنبال و چه نقش مکملی داشت و دارد.

از سوی دیگر تلاش مذبوحانه می کند تا وانمود کند گویا شرایط کشور دمکراتیک بود و می باشد وهر فرد وجریان سیاسی آزادانه حق فعالیت سیاسی داشته و دارد و مردم هم از آزادی بیان وحق رأی ونظر دان وانتخاب کردن بر خور دارند که قلم فروش مدعی شده است " ایرانیان انقلاب‌زده در سال ۶۰ می‌بایست میان این نزاعِ عاشقان یکی را بر می‌گزیدند، یا همراه آن پیر جماران می‌شدند که با تربیت مذهبی قاطبه مردم تطابق داشت و سید بود و نایب امام زمان و یا دل می‌بستند به شور آتشین جوانان مجاهد و رهبری زندان رفته‌اش که از اعماق مبارزه با شاه می‌آمد و داعیه جامعه بی‌طبقه توحیدی داشت و هزار آرمان نگفته" در ادامه افزوده است " در وانفسای چنین کشتاری جامعه ایران البته بی‌تفاوت نبود، مجاهدین این بخت را نداشتند تا اکثریت مردم ایران از ایشان حمایت کنند، اما فرهمندی آیت‌الله خمینی آنچنان بود که کلیت جامعه ایرانی، سپاه و کمیته‌ها را در قلع و قمع مجاهدین پشتیبانی کند. پشتیبانی که یا به سکوت همراه به رضایت بود و یا همراهی کامل با نیروهای سرکوب. جامعه در تمام این سال‌ها خشونت را محکوم نمی‌کرد بلکه به یک طرف نزاع حق می‌داد تا هر آنجا که می‌خواست در خون‌ریزی پیش رود تا آرامش به انقلاب بازگردد" اما اگر چنانچه در مقطع 30 خرداد 60 و تابستان خونین سال 67 هنوز سیاه روشن ها بطور کامل مشخص نبود اکنون پس از تجربه ی 35 ساله دیگر ابهامی وجودندارد تا که ماهیت رژیم قرون وسطایی فاشیست مذهبی اصلاح ناپذیر برجسته نشده باشد چون ناگفته ای باقی نمانده است .

 ولی قلم بردستان اجاره ای این چنینی همچنان به خوشرقصی برای قاتل و جلاد حاکم و قربانی را به مسلخ سلاخ بردن ادامه می دهند. بهرحال مورد عینی جمله ابتدای نوشتار این است قلم فروش بطور عمدی صورت مسأله را پاک کرده است تا با مخرج آن مانور عوامفریبی دهد . زیرا بدون توجه به فضای بشدت خفقانی همراه با ضرب وشتم و بازداشت وشکنجه واعدام وفضای جنگی پس از 30 خرداد 60 که حتی کسی جرأت نمی کرد یا سپاه اجازه نمی داد تا در مکان های تخریب شده و زیر آوار ماندگان موشک های پرتاب شده جنگدهای عراقی حضور یابد تا کمک به کشته و مجروح و زیر آوار ماندگان جنگ موهبت الهی خمینی شیاد کند.
از طرف دیگر مجاهد کشی مرسوم بود . طوریکه نه فقط ماشین کشتار که دستگاه تبلیغات جنگی و دشمنی هیستریک و منفی همراه با تهدید خانواده های مجاهدین از سوی خمینی شیاد تحمیل وحاکم شده بود. ولی قلم فروش اینگونه نقل کرده است تا فضا علیه مجاهدین را ترسیم وقالب کرده باشد که مردم نسبت به مجاهدین بدبین بودند "یکی از مجاهدین آن سال‌ها تعریف می‌کرد که چگونه پدر و مادرش در محله بایکوت شده بودند و اهل محل به این جرم که دخترشان مجاهد بوده است، دیگر با آنها معاشرتی نمی‌کردند و حتی بقال محل صریحاً می‌گفت که چیزی به این خانواده نخواهد فروخت.و یا برادر نوجوان یکی از مجاهدین می‌گفت که عموزاده‌هایش که پاسدار بودند همه ارتباط خانوادگی را قطع کرده بودند." این قلم فروش یا نمی داند یا فراموش کرده است که در آن دوران با فتوای جاسوسی ولو دان خمینی شیاد بود که یک مادر به نام طریقت الاسلام از اصفهان فرزند پیکاری اش را لو داد و سپس اعدام شد.

حال داستان آخوندها محمدی گیلانی و جنتی وحسنی که جای خود دارد که چگونه حکم اعدام یا موجب اعدام فرزندان خود شدند. وی شهامت ندارد تا بگوید جرم مجاهدین این بود که با چنین فرهنگ متحجر مبلغ آدم کشی خمینی شیاد در افتادند .در صورتیکه توده ای ها و فرزند خوانده اش اکثریت تمام قد از جنایات ضد انسانی امام ضد امپریالیست شان حمایت جانانه کردند وهمچون قلم فروش محمد رهبر، رجوی و مجاهدین را مقصر قلمداد می کردند. بالاخره دم خروس چنین آشکارا از زیر عبای قلم فروش محمد رهبر بیرون زده است . چون برای تبرئه کردن قاتلان بیش از 120 هزار زندانیان سیاسی وعقیدتی به ویژه قاتلان قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 که یک سند انکار ناپذیر جنایت علیه بشریت است . مهمتر اینکه این جنایات علیه ی بشریت را به فراموشی بسپارد. پس چنین فتوای داده است ، نقد را بی خیال شوید، نسیه را داشته باشید " اینک و با گذشت بیش از دو دهه از کشتار تابستان سال ۶۷، بیشتر از اینکه به دنبال مقصر و پروراندن کینه‌های تازه باشیم باید که به پرسش‌هایی پاسخ داد که به مراتب پیچیده‌تر از نشانه رفتن انگشت اتهام به طرفین نزاع است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ شهریور ۱۰, یکشنبه

گزارش تصویری از قتل عام در اشرف توسط نیروهای مالکی +18

پنجمین قتل عام مجاهدین اشرفی
 در حمله امروز نیروهای مالکی به قرارگاه اشرف از صد نفر ساکن اشرف تا کنون 44 نفر را به قتل رسانده اند. همانطور که در عکس مشاهده می کنید دستهای تعدادی از مجاهدین بسته بودند و آنها را بعد از دستگیری به رگبار بستند


ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ شهریور ۹, شنبه

گرامیداشت بیست و پنجمین ساگرد کشتار 67 در کلن

کلن امروز ،31 آگوست 2013، 25 مین سالگرد کشتار هزاران دربند درسال 1367 به دستور خمینی با شرکت طیف بسیار وسیع ومتنوعی از هم میهنان !

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ شهریور ۵, سه‌شنبه

کودکان مرده بزرگ نمی‌شوند.

دختری هفت ساله‌ام
 کودکان مرده بزرگ نمی‌شوند.
 نخست موهایم آتش گرفت چشم‌هایم سوخت و برشته شد
 و مشتی خاکستر شدم
خاکسترم به باد رفت .
من از شما برای خود هیچ خواسته ای ندارم
 کودکی که مثل کاغذ سوخته نمی تواند که آب نبات بخورد.
 در ِخانه های شما را می کوبم
خاله ، عمو ! امضا کن تا کودکان کشته نشوند
 تا بتوانند آب نبات بخورند.

 * بريده اى از شعر ناظم حكمت *

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ تیر ۳۱, دوشنبه

از مجموعه مقالات و خاطرات زندان مینا انتظاری


کفش های خونی!
روایت اول
یار دبستانی دارم بنام "آفرین" که پس از انقلاب و طی دورانی که در تهران دانش آموز دبیرستان بودیم، در پروسه مبارزه سیاسی با ارتجاع و در کارزار دفاع از آزادی، رو در روی پاسداران و کمیته چی های چماقدار میایستادیم و همراه با بسیاری از بچه های نسل انقلاب سعی میکردیم، به هر قیمت شده مانع پا گرفتن و حاکمیت کامل فاشیسم خمینی در سطح جامعه شویم. تا قبل از سی خرداد شصت، بارها بخاطر توزیع نشریه یا اعلامیه مجاهدین، کتک خوردیم و ناسزا شنیدیم و دستگیر شدیم و مورد تهدید جانی قرار گرفتیم. سرانجام با شروع سرکوب سراسری و آغاز دستگیریها و کشتارهای علنی در تابستان سال شصت، ما هم دستگیر و در زندانهای مختلف تهران سالها همبند شدیم. حدود شانزده سال پیش در تظاهرات بزرگ شورای ملی مقاومت بر علیه رژیم، بعد از سالیان او را که بتازگی به آمریکا آمده بود دیدم. چقدر از دیدارش خوشحال شدم و البته همچنان در اغلب همایشها و تلاشها بر علیه رژیم آخوندی همراهیم.
روزی با آفرین ماجرای سی خرداد سال 60 و مشاهداتمان را بازگو می کردیم. او برایم تعریف میکرد که چطور بعد از سرکوب وحشیانه و خونین آن تظاهرات بزرگ، دو سه روزی همراه با چند تن از یارانش برای پیگیری و شناسایی مجروحین و شهدای آنروز، راهی بیمارستانها و مرکز پزشکی قانونی میشدند. او نقل میکرد که یکبار به هنگام همین مراجعات، به پدر فرهیخته و داغداری برمیخورند که بعد از مدتها جستجو، سرانجام جنازه پسر نوجوان و رشیدش را در پزشکی قانونی یافته بود و با دردی جانسوز، کفشهای خونی فرزند دلبندش را بیادگار برداشته بود. آن پدر دلسوخته با شوک و ناباوری، کفشهای ورزشی پسرش را در دست گرفته بود در حالیکه قطرات اشک بر گونه هایش میغلطید...
 روایت دوم
مدتی قبل در تظاهرات دیگری در واشنگتن، با خانم ارسطافر عزیزم که از یاران دیرین مقاومت ایران هستند، آشنا شدم. بانویی فرهیخته که دبیر دبیرستانهای تهران بوده و بسیار با مطالعه و دوست داشتنی هستند. طی دیدارهای مختلف (البته باز هم در تظاهراتها و همایشهای سیاسی) از سالهای زندگی در تبعید و گذشته ها و درد و رنج نسل انقلاب می گفتیم و بسیار از مصاحبت با ایشان لذت می بردم. تا اینکه روزی با اندوه بسیار سرگذشت یکی از فرزندان برومندش بنام رامین را این چنین برایم تعریف کرد:

"رامین" با اینکه نوجوان بود و 17 سال بیشتر سن نداشت، ولی بسیار فهمیده و باهوش بود و رفتاری فراتر از سنش داشت و بسیار فعال در زمینه سیاسی بود. بعد از ظهر روز سی خرداد، شاداب و خوش چهره از خانه خارج شد. اگر چه می دانست که ما هم به تظاهرات خواهیم رفت، ولی برای انجام مسئولیتهای تشکیلاتی اش، زودتر از ما حرکت کرد در حالیکه وعده دیدار در تظاهرات را میداد... صفوف تظاهرات بسیار فشرده و جمعیت خیلی زیاد بود و حمله پاسداران برای سرکوب آن بی وقفه ادامه داشت. با شروع تیراندازیها و حمله های وحشیانه، بسیار نگران شدیم و در همان حال بدنبال او می گشتیم. آن شب رامین به خانه بازنگشت و ما نگران و بیتاب تا دو روز بعد در بیمارستانها و پزشکی قانونی دنبال ردی از او بودیم. شاید دلخوشیمان این بود که فقط دستگیر شده باشد و زنده باشد. سرانجام روز دوم تیرماه، پدرش جنازه عزیز دلبندمان را در پزشکی قانونی جنوب پارک شهر مییابد در حالیکه با گلوله تیر خلاص، پیشانی رامین سوراخ شده بود. همسرم، شوک زده و بغض آلود، کفشهای خون آلود ثمره زندگی مان را بیادگار به خانه آورد...
 
*****

وقتی صحبتهای خانم ارسطافر را گوش می کردم، بیاد صحبتهای "آفرین" افتادم و حدس زدم هر دوی آنها از یک شهید آزادی حرف می زنند. مدتی بعد برای سلسله تظاهراتی که در پیش داشتیم و بطور گروهی از واشینگتن عازم نیویورک بودیم. در یک توقف بین راه، "آفرین" و "خانم ارسطافر" را بیکدیگر معرفی کردم. آن دو با بازگویی خاطرات آن روز پزشکی قانونی و جنازه رامین عزیز و کفشهایش در دست پدر... به پهنای صورت اشک میریختند...
*****
رامین ارسطافر، فرزند دکتر ارسطافر، از دانش آموزان  محبوب و مبارز دبیرستان هشترودی تهران، و یک فعال جنبش دانش آموزی و عضو تیم فرهنگی انجمن هوادارن مجاهدین در دبیرستان بود. او در کنار مبارزات سیاسی و روشنگرانه علیه حزب چماق بدستان و بچه تیغ کشهای حزب الله در محیط های آموزشی، با نشریه دانش آموزی «نسل انقلاب» همکاری میکرد و در همان ایام مطالب و مصاحبه هایی از وی در این نشریه سراسری بخش دانش آموزی مجاهدین خلق به چاپ رسید. رامین، نوجوانی متین و متواضع و روشنفکر بود و با صداقت و صمیمیت تمام، در کنار یارانش برای دفاع از حقوق مردم و استقرار آزادی و بر علیه "شب پرستان تیغ به کف"  تلاش و تکاپو میکرد و از هیچ تهدیدی باکی به دل راه نمیداد.
سرانجام او در تظاهرات تاریخی و مسالمت آمیز سی خرداد سال شصت، در حالیکه عضو تیمهای "امداد پزشکی" برای رساندن مجروحین و آسیب دیدگان به مراکز درمانی بود، توسط پاسداران کمیته چی دستگیر و به همراه بسیاری دیگر به زندان اوین منتقل میشود. یکی از دوستانش نقل کرده که رامین دقایقی قبل از دستگیری، دو تن از بچه های مجروح را به درون یک تاکسی عبوری میگذارد و در آخرین لحظه به جای اینکه خودش سوار شود دوست دیگرش را به درون تاکسی هُل میدهد و به راننده میگوید زود برو! لحظاتی بعد خودش دستگیر میشود. به روایت شاهدان عینی، در آن شب پر التهاب که خمینی پلید، رسمآ فرمان کشتار مجاهدین و مخالفین را صادر کرده بود، در محوطه زندان اوین و در جمع زندانیان تازه دستگیر شده، رامین در مقابل پاسداران که همه را تهدید به مرگ میکردند با شجاعت می ایستد و میگوید: «هدف ما مجاهدین از زندگی، مبارزه در راه آزادی و مردم است و هیچ باکی از شهادت نداریم...» و در جایی دیگر میگوید: «من و همه خانواده ام فدای وطنم!»
در شبانگاه اول تیرماه شصت، رامین 17 ساله این نوگل "نسل انقلاب" به همراه هشت تن دیگر، توسط "جوخه مرگ" شحنگان پیر و پاسداران پلیدی و تباهی، تیرباران میشود. روز بعد رادیوی دروغپرداز رژیم آخوندی و روزنامه های حکومتی خبر اعدام او را با اتهامات واهی همچون: حمل آلت قتاله، قیام علیه مسلمین، یاغی و مفسد و محارب... اعلام میکنند و همانطور که در جواز گورستان و برگه دفن او، در پانویس همین مقاله، مشهود است، مبلغ پنج هزار ریال (پانصد تومان) نیز بابت تحویل جنازه از بستگان وی دریافت شده است!
بقول شاملو: هراس من از مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از آزادی آدمی افزون باشد...
تلخ تر آنکه، خانواده و پدر و مادر داغدار و دلسوخته "رامین" حتی برای زیارت مزار او نیز، میبایست نیمه های شب و سحرگاهان، به دور از چشم پاسداران هار و هرزه به دیدارش میرفتند و سنگ قبرش نیز بارها ناجوانمردانه شکسته شد.
بی تردید این خون پاک رامین و کیانوش و امیر و ستار و نداهاست که همچنان ما را در تبعید نیز راهی خیابانها می کند تا داد میهن به غارت رفته و مردم ستم زده را از جلادان و جباران حاکم، بازستانیم.
 
مینا انتظاری
 
تیرماه 1392 
 
ایمیل:    mina.entezari@yahoo.com
 
 
 
پانویس:
-----------------------------------------------------------------------
 

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ تیر ۱, شنبه


گزارش از ويلپنت:
بعد از ظهر روز شنبه اول تير (22ژوئن) بزرگترين گردهمايي ايرانيان در خارج كشور با شركت بيش از600شخصيت سياسي، قانونگزار، حقوقدان، با تمايلات مختلف سياسي از 47كشور جهان برگزار شد.
سخنرانان با اشاره به اينكه نمايش انتخابات رژيم ايران نه آزاد بوده و نه منصفانه تأكيد كردند: اين انتخابات در شرايط اختناق مطلق، با دستگيري مخالفان، با قطع اينترنت، با ممنوعيت رسانه ها و با حضور متراكم نيروهاي سركوبگر برگزار شد 
سخنرانان تأكيد كردند جامعه بين المللي و مردم ايران خواستار تغيير دموكراتيك در ايران هستند. تنها راه خلاصي جهان از شر اين رژيم، كه صلح و امنيت جهان به ويژه منطقه خاورميانه را به خطر انداخته است تغيير آن به دست مردم و مقاومت سازمانيافته آن است.
 سخنرانان با تقدير از تلاشهاي خستگي‌ناپذير خانم مريم رجوي، رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران در هدايت جنبش مقاومت، از برنامه ده ماده يي او براي استقرار دموكراسي و آزادي در ايران حمايت كردند و از دولتهاي خود خواستار به رسميت شناختن جنبش مقاومت به رهبري خانم رجوي شدند.
 گردهمايي با قويترين اعتراض سومين حمله موشكي به پناهندگان بيدفاع در اردوگاه اجباري ليبرتي را محكوم كرد. در اين حمله مرگبار كه به دستور خامنه اي توسط عوامل نيروي تروريستي قدس و با حمايت مالكي صورت گرفت، بر اثر شليك 40موشك 107ميليمتري دو تن از مجاهدان شهيد و بيش از 70نفر مجروح و مصدوم شدند.
 سخنرانان از دولت آمريكا، ملل متحد، اتحاديه اروپا و پارلمان اروپا خواستار تضمين حقوق ساكنان بيدفاع اشرف و ليبرتي به ويژه تامين امنيت و سلامت آنان شدند.آنها تأكيد كردند تنها راه جلوگيري از يك تراژدي ديگر و تامين امنيت نسبي ساكنان بازگشت موقت آنان به اشرف و بازاسكان تدريجي آنها از آنجاست.
 
اجلاس ضمن تأكيد بر اينكه دروغهاي مستمر و سيستماتيك كوبلر، عليه ساكنان يك زمينه سازي آشكار براي كشتار اين پناهندگان بيدفاع بوده، از خواست ساكنان اشرف و خانواده هاي قربانيان براي قرار گرفتن او در برابر عدالت به خاطر همدستي در جنايت عليه بشريت پشتيباني كردند.
 در اين گردهمايي عظيم كه هفت ساعت به طول انجاميد، دهها شخصيت برجسته به نمايندگي از هيأتهاي شركت كننده در گردهمايي سخنراني كردند.
 اعلام حمايت اكثريت مجالس قانونگذاري و بيانيه هاي حمايت گروههاي پارلماني از 40كشور از 5قاره و اعلام حمايت12500شهردار فرانسوي در حمايت از مقاومت ايران و ساكنان اشرف و ليبرتي، از ديگر بخشهاي گردهمايي ويلپنت بود.
 سخنران اصلي برنامه خانم مريم رجوي، رئيس جمهور برگزيده مقاومت ايران بود. او نمايش انتخابات را بازنمايي مرحلة سرنگونيِ رژيم توصيف كرد و گفت: خامنه اي هرچند رفسنجاني، يعني عامل به قدرت رسيدن‌ خود را نيز حذف كرد، اما سرانجام بين ازسرگيري قيامها از يك طرف و تن‌دادن به روحاني از طرف ديگر، دومي را پذيرفت.
 درست چند ساعت قبل از اعلام نتايج انتخابات خامنهاي براي سرپوش‌گذاشتن بر اين شكست به كمپ ليبرتي حمله كرد و با كشتار مجاهدين تلاش كرد تلاش كرد به مردمي كه مترصدِ قيامِ بودند، هشدار بدهد. او در عين‌حال تهديد اصلي تماميت رژيم را به زبان‌ موشك و كشتار برجسته كرد.
 
رئيس‌جمهور جديد رژيم يك كارگزار پرسابقة امنيتي و ماشين جنگ و سركوب رژيم است
مريم رجوي گفت: با اينحال، ما رئيس‌جمهور جديد آخوندها را فرا‌ميخوانيم كه به خواستهاي مبرم مردم ايران تن بدهد.
 ما مي‌گوييم: بدون آزادي بيان و حقوق بشر، آزادي زندانيان سياسي و فعاليت احزاب، پايان سياست تجاوزكارانه رژيم در سوريه و عراق و توقف كامل پروژه توليد بمب اتمي، هيچ چيز در ايران عوض نمي‌شود. پس اكنون اين صحنه آزمايش شماست. بفرماييد، اما واقعيت اين است كه ولي فقيه مي داند كه هرگونه تغيير جدي در اين سياستها به سرنگوني‌ تماميت رژيم راه مي برد.
 
مريم رجوي با اشاره به سه حمله مرگبار به پناهندگان بيدفاع در «ليبرتي» گفت:
اولين حملة موشكي رژيم كه باعث شهادت هشت مجاهد خلق شد، اين واقعيت را براي همة جهان آشكار كرد كه زندان‌ ليبرتي به كلي ناامن است و بيخانمانسازي اجباري اشرفيها كه با فريبكاري نمايندة ويژه صورت گرفت، انتقال آنها به يك قتلگاه بوده است.
 در آنموقع، انتظار طبيعي اين بود كه ملل متحد و دولت آمريكا كه نسبت به امنيت و حفاظت مجاهدين در ليبرتي متعهد شده بودند، بلافاصله راهحلي پيدا كنند. به خصوص كه گروه تروريستي دست ساز ولايت فقيه در عراق، وعدة تكرار همين حملات را داده بود و دولت عراق در همان زمان به صراحت اعلام كرده بود كه امنيت ليبرتي را تأمين نمي‌كند. سفارت آمريكا در بغداد هم پيشبيني كرده بود كه اين حمله ممكن است تكرار شود. پس همه ميدانستند كه حملهيي در راه است، اما هيچ اقدام موثري نكردند.
 مریم رجوی درباره دخالتهاي تجاوزكارانه رژيم آخوندي در كشورهاي منطقه گفت: رژيمِ ولايت‌فقيه براي فرار از سرنگوني، به جنگ با مردم سوريه برخاسته است. اين جنگ كثيف نه براي حفظ اسد، بلكه براي نجات خامنه اي در تهران است. زيرا اين رژيمي است كه براي حفظ خود بنيادگرايي و تروريسم را گسترش ميدهد، از افغانستان و عراق تا بحرين و يمن.
 مريم رجوي گفت: نتيجه 35سال حاكميت آخوندها و بيلان آن براي مردم ايران، كشتار و ويراني، فقر و اعتياد و گراني و بيكاري است.. سرنگوني به خودي خود محقق نخواهد شد.
 آقای باب فيلنر نماينده سابق کنگره آمريکا و شهردار فعلی شهر سان ديه گو طی سخنانی در گردهمايی باشکوه مقاومت ايران در ويلپنت پاريس، به ايرانيان حاضر در اين مراسم گفت ما به اين جا آمده ايم تا از شما حمايت کنيم زيرا شما الهام بخش می باشيد. همراه با شجاعت و تعهد شما بود که ما توانستيم مسير طولانی خارج کردن نام سازمان مجاهدين را از ليست آمريکا طی کنيم.
 پاتريک کندی شخصيت معروف آمريکايی که همراه با شماری از سياستمداران برجستهٴ هموطنش در گردهمايی ويلپنت شرکت کرده بود، در سخنرانی خود با اشاره به پيروزيهای مقاومت و درهم شکستن ليستهای تروريستی، پيامهای حمايت نمايندگان ارشد کنگره و سنای آمريکا از مقاومت مردم ايران را به اطلاع حاضران رساند.
 خانم رجوي ضمن بر شمردن برنامه ده ماده يي خود براي استقرار دموكراسي و آزادي در ايران (ضميمه است)، تأكيد كرد: حرف ما اين نيست كه آخوندها بروند تا ما جايگزين آنها شويم، حرف ما اين است كه رأي و انتخاب و نظر مردم ايران حاكميت پيدا كند.
 مریم رجوی ادامه داد : سرنگوني، جنبش و مقاومتي را مي خواهد با يك تشكيلات منسجم و متحد، با انسانهايي آماده فداكاري، با پشتوانه اجتماعي و مردمي، برخورداد از استقلال مالي، با حضور گسترده زنان در همه پهنه ها و يك آلترناتيو دموكراتيك با اهداف و برنامه روشن
 خانم شيلا جکسون لی نماينده کنگره آمريکا و عضو کميته امنيت و امور قضايی کنگره در ابتدای سخنان خود گفت من خواهر شما هستم و همه شما خانواده من می باشيد، ما در اين رزم حضور داريم و هرگز کوتاه نمی آييم. ما اجازه نخواهيم داد ما را فريب بدهند و به مبارزه خود ادامه خواهيم داد. من برای شما به اين جا آمده ام. ما از جانب کنگره آمريکا برای حمايت از مبارزه شما به اين جا آمده ايم. به هنگام برگشت به واشينگتن، اينکار را با صدای بلند انجام خواهيم داد.
  ويليام ليسی کلی عضو کميته خدمات مالی در کنگرهٴ آمريکا
نمايندهٴ کنگره ويليام ليسی کلی در سخنانی جنايت اخير بر ضد ساکنان ليبرتی را محکوم کرد و بر مسئوليت دولت آمريکا در تأمين امنيت ساکنان تأکيد نمود و موضعگيری اخير وزير خارجه آمريکا را در اين مورد ناکافی دانست.
از فیس بوک پژواک همبستگی  

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ خرداد ۳۱, جمعه

بازتاب گسترده سوابق ننگین آخوند حسن روحانی توسط رسانه های بین المللی


Foto: ‎بازتاب گسترده سوابق ننگین آخوند حسن روحانی توسط رسانه های بین المللی

پس از انتشار گزارشی درباره سوابق گذشته حسن روحانی رئیس جمهور رژیم و خودکشی پسر وی در العربیه به نقل از روزنامه الشرق الاوسط روز سه شنبه 18-06-2013 برخی از رسانه های معتبر جهان نیز به این موضوع پرداخته و آن را از زوایای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار دادند.
در این گزارش آمده بود: "خودکشی پسر بزرگ حسن روحانی در ۲۱ سال پیش چنانچه در نامه خودکشی خود بیان کرده به دلیل شرمسار بودن از اقدامات و پست های پدر خود در حکومت اسلامی و وابستگی پدر خود به رژیم " بوده است.
حسین روحانی، در سال ۱۹۹۲ در سن ۲۳ سالگی زمانی که هنوز دانشجو بوده دست به خودکشی دست زده است. وی از اینکه پدرش بخشی از سیستم اعدام های گسترده مخالفان از زمان آغاز انقلاب تا پایان جنگ ایران و عراق بوده، احساس گناه کرده بود. در نامه ای که پس از وی بر جای مانده، نوشته است: " من راهی به جز خودکشی نمی بینم."
او همچنین نوشته است که "از مسئولیتهای پدرش در زمان هاشمی رفسنجانی بسیار شرمسار" است.
علی رضا نوری زاده مدیر مرکز مطالعات عرب در لندن در این باره بیان کرده است که گرچه حسن روحانی برخورد تندی با موضوع خودکشی پسرش از خود نشان داد و آن را خلاف دین اسلام خواند، اما پیکر فرزندش را در بخش "شهدای گورستان بهشت زهرا" در تهران به خاک سپرد.
روزنامه نیویورک پست روز پنج شنبه 20-06-2013 در گزارشی نوشت که خودکشی پسر ارشد رئیس جمهور منتخب، در سال 1992 با تپانچه پدرش و در اعتراض به "ریاکاری پدر و نظام جمهوری اسلامی" بوده است.
این روزنامه بخشی از نامه پسر روحانی خطاب به پدرش را نقل کرده که نوشته است: ""من از دولت شما ، از دروغ ها ، از فساد شما، از دین شما، از دورویی و نقاق و ارزش گذاری های دوگانه شما متنفرم."
سایت خبری واشنگتن تایمز نیز روز چهارشنبه 19-06-2013 با انتشار گزارشی ضمن اشاره به این موضوع به سوابق گذشته حسن روحانی پرداخت و نوشت: "بر خلاف خوشبینی محتاطانه کاخ سفید به نتایج انتخابات 14 ژوئن در ایران، انتخاب حسن روحانی یک خبر بسیار بد است."
واشنگتن تایمز در ادامه به نقش حسن روحانی در بسیاری از رویدادهای پس از انقلاب و از جمله حوادث کوی دانشگاه تهران در ژوئیه 1999 اشاره کرده که طی آن دست کم یک دانشجو کشته و تعداد زیادی زخمی و دستگیر شده بودند.
این روزنامه سپس به مسئولیتهای حسن روحانی در موضوع پرونده هسته ای ایران و انتساب او به رهبر ایران پرداخته و آخرین دیدگاه وی در مصاحبه مطبوعاتی اش پس از پیروزی در انتخابات که از غرب و آمریکا خواسته بود که حقوق هسته ای ایران را به رسمیت بشناسند و اعلام کرد که ایران غنی سازی را متوقف نمی کند، را بیان کرده است.
واشنگتن تایمز نوشته است: " حسن روحانی به همان اندازه که حکومت اسلامی دهها سال است با جنايت پيشگی مردم ایران را سرکوب می کند، بيرحم و حيله گر است. و جالب است که روحانی هميشه در سياستهای فريبکارانه رژيم تهران دست داشته است."
همچنین سایت خبری محافظه کار واشنگتن فری بیکن با استناد به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایارن در سال 2008، حسن روحانی را عضو کمیته ویژه ترورهای سازماندهی شده علیه مخالفان جمهوری اسلاامی در دهه 90 معرفی کرده و از وی به عنوان یکی از عاملان برنامه ریزی بمب گذاری در مرکز جهانی یهودیان بوئنس آیرس در سال 1994 نام برده است.‎

در حاکمیت ولایت فقیه کسی که قبلا خونی نریخته با شد مانند رئیس جمهور تعینش نمی کنند و این چیز تا زه ای نیست
طبق کیفرخواست رسمی دادستان آرژانتین، حسن روحانی عضو کمیته شش نفره ای بود که بمب گذاری را تصویب کرد. خامنه ای، رفسنجانی، ولایتی، حجازی و فلاحیان اعضای دیگر کمیته بودند بد نیست نیم نگاهی بیاندازیم به سوابق آخوند روحانی  که در العربیه منتشر شده است
فقط همين قدر بدانید كه نفاق و پليدي اينها به حدي است كه پسرش و دخترش افسرده شدند و پسرش به سرنوشت پسر محسن رضايي دچار شد و دخترش مطلقه و بيمار افسرده!!اگر کسانی بعد از گذشت بیش از ۳ دهه از عمر جمهوری اسلامی هنوز بر این تصور هستند که تأمین آزادیهای گوناگون در چارچوب تعاریف شناخته شده بین المللی در جمهوری اسلامی تحقق پذیر است، باید گفت که هنوز این رژیم را نشناخته اند.
......................
 العربیه نوشته است

پس از انتشار گزارشی درباره سوابق گذشته حسن روحانی رئیس جمهور رژیم و خودکشی پسر وی در العربیه به نقل از روزنامه الشرق الاوسط روز سه شنبه 18-06-2013 برخی از رسانه های معتبر جهان نیز به این موضوع پرداخته و آن را از زوایای مختلف مورد تحلیل و بررسی قرار دادند.
در این گزارش آمده بود: "خودکشی پسر بزرگ حسن روحانی در ۲۱ سال پیش چنانچه در نامه خودکشی خود بیان کرده به دلیل شرمسار بودن از اقدامات و پست های پدر خود در حکومت اسلامی و وابستگی پدر خود به رژیم " بوده است.
حسین روحانی، در سال ۱۹۹۲ در سن ۲۳ سالگی زمانی که هنوز دانشجو بوده دست به خودکشی دست زده است. وی از اینکه پدرش بخشی از سیستم اعدام های گسترده مخالفان از زمان آغاز انقلاب تا پایان جنگ ایران و عراق بوده، احساس گناه کرده بود. در نامه ای که پس از وی بر جای مانده، نوشته است: " من راهی به جز خودکشی نمی بینم."
او همچنین نوشته است که "از مسئولیتهای پدرش در زمان هاشمی رفسنجانی بسیار شرمسار" است.
علی رضا نوری زاده مدیر مرکز مطالعات عرب در لندن در این باره بیان کرده است که گرچه حسن روحانی برخورد تندی با موضوع خودکشی پسرش از خود نشان داد و آن را خلاف دین اسلام خواند، اما پیکر فرزندش را در بخش "شهدای گورستان بهشت زهرا" در تهران به خاک سپرد.
روزنامه نیویورک پست روز پنج شنبه 20-06-2013 در گزارشی نوشت که خودکشی پسر ارشد رئیس جمهور منتخب، در سال 1992 با تپانچه پدرش و در اعتراض به "ریاکاری پدر و نظام جمهوری اسلامی" بوده است.
این روزنامه بخشی از نامه پسر روحانی خطاب به پدرش را نقل کرده که نوشته است: ""من از دولت شما ، از دروغ ها ، از فساد شما، از دین شما، از دورویی و نقاق و ارزش گذاری های دوگانه شما متنفرم."
سایت خبری واشنگتن تایمز نیز روز چهارشنبه 19-06-2013 با انتشار گزارشی ضمن اشاره به این موضوع به سوابق گذشته حسن روحانی پرداخت و نوشت: "بر خلاف خوشبینی محتاطانه کاخ سفید به نتایج انتخابات 14 ژوئن در ایران، انتخاب حسن روحانی یک خبر بسیار بد است."
واشنگتن تایمز در ادامه به نقش حسن روحانی در بسیاری از رویدادهای پس از انقلاب و از جمله حوادث کوی دانشگاه تهران در ژوئیه 1999 اشاره کرده که طی آن دست کم یک دانشجو کشته و تعداد زیادی زخمی و دستگیر شده بودند.
این روزنامه سپس به مسئولیتهای حسن روحانی در موضوع پرونده هسته ای ایران و انتساب او به رهبر ایران پرداخته و آخرین دیدگاه وی در مصاحبه مطبوعاتی اش پس از پیروزی در انتخابات که از غرب و آمریکا خواسته بود که حقوق هسته ای ایران را به رسمیت بشناسند و اعلام کرد که ایران غنی سازی را متوقف نمی کند، را بیان کرده است.
واشنگتن تایمز نوشته است: " حسن روحانی به همان اندازه که حکومت اسلامی دهها سال است با جنايت پيشگی مردم ایران را سرکوب می کند، بيرحم و حيله گر است. و جالب است که روحانی هميشه در سياستهای فريبکارانه رژيم تهران دست داشته است."
همچنین سایت خبری محافظه کار واشنگتن فری بیکن با استناد به گزارش مرکز اسناد حقوق بشر ایارن در سال 2008، حسن روحانی را عضو کمیته ویژه ترورهای سازماندهی شده علیه مخالفان جمهوری اسلاامی در دهه 90 معرفی کرده و از وی به عنوان یکی از عاملان برنامه ریزی بمب گذاری در مرکز جهانی یهودیان بوئنس آیرس در سال 1994 نام برده است.

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ خرداد ۲, پنجشنبه

بازداشت كشيش روبرت آسريان از رهبران كليساي جماعت رباني در تهران


به گزارش شبکه خبر مسیحیان فارسی زبان به نقل از منابع مسیحی پایتخت، ساعت 11 صبح سه شنبه 31 اردیبهشت ماه ( 21 ماه می 2013) ماموران امنیتی و اطلاعاتی با یورش به کلیسای جماعت ربانی مرکز واقع در خیابان طالقانی یک کشیش و کارکنان این کلیسا و همه کسانی را که در محل حضور داشتند با خود به مکان نامعلومی منتقل کردند.در همین رابطه شورای ملی مقاومت ایران بیانیه ای صادر کرده است که در آن آمده است :

 رژيم پا به گور آخوندي با نزديك شدن نمايش انتخابات و شقه مرگبار در رأس حكومت آخوندي، اعمال فشار و سركوب هموطنان مسيحي را نيز شدت بخشيده است.
روز سه شنبه 31 ارديبهشت، عوامل اطلاعات آخوندي، كشيش روبرت آسريان، از رهبران كليساي جماعت رباني در تهران را بازداشت و به محل نامعلومي منتقل كردند. اين كليسا نيز توسط مزدوران مزبور تعطيل شد.
در همين حال دژخيمان زندان گوهردشت از رسيدگي درماني به كشيش زنداني بهنام ايراني كه در شرايط حاد جسمي به‌سر مي‌برد، خودداري مي كنند. دژخيمان همچنين با جمع آوري تلويزيونهاي داخل بندها و يورش مستمر به سلولها زندانيان را مورد اذيت و آزار قرار مي‌دهند.
در زندان اوين در تهران نيز كشيش سعيد عابديني 36ساله، كه ماه گذشته به دنبال وخامت حالش به بيمارستان منتقل شده بود، بدون كمترين رسيدگي درماني به بند 350 اوين برگردانده شد. او در مهرماه91 به خاطر تشكيل كليساي خانگي دستگير و به اتهام «اقدام عليه امنيت ملي» به هشت سال حبس تعزيري محكوم شد.
در شيراز، مسیحیان زندانی در زندان عادل آباد از بیماریها و شرايط نامساعد زندان رنج می‌برند. وحید حکانی یکی از زندانیان مسیحی به خاطر خونريزي دستگاه گوارشي به عمل جراحی فوری نياز دارد، اما دژخيمان زندان و قضاییه آخوندي در استان فارس از رسيدگي درماني به وي خودداري مي كنند. وحیدحکانی و سه مسیحی دیگر در بهمن ماه ۱۳۹۰ به همراه تعدادی دیگر از مسیحیان دستگیر و با اتهام شركت در جلسات خانگی، تبلیغ و ترویج مسیحیت، ارتباط با سازمانهای مسیحی در خارج از کشور، تبلیغ علیه نظام و برهم زدن امنیت ملی روانه زندان شده‌اند.
مقاومت ايران عموم مراجع بين‌المللي، مدافعان حقوق بشر به ويژه گزارشگر آزادي دين و عقيده و گزارشگر ويژه نقض حقوق بشر در ايران را به محكوم كردن دستگيري و شكنجه رهبران مسيحي و پيروان اديان مختلف فرا‌مي‌خواند و خواستار اقدام فوري شوراي امنيت ملل متحد براي متوقف كردن اين اقدامهاي جنايتكارانه است.
دبيرخانه شوراي ملي مقاومت ايران
اول خرداد1392 (22مه2013)

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed

۱۳۹۲ اردیبهشت ۲۳, دوشنبه

به جناب آقای ایرج مصداقی، شرم احساسي انقلابی است



به واقع اين مقاومت با ١٢٠٠٠٠ شهيد فقط با ضد بشر ترين رژيم تاريخ ( ملا هاي كفتار صفت )به سر كردگي خميني و خامنه اي نمي جنگد، بلكه با بخل و حسادت خانوم ها و آقاياني كه دست از مبارزه شسته و توان رويارويي با اين دجالان را از دست داده اند هم طرف شده است.
اين روز ها نوشته هاي جناب ايرج مصداقي را مي خواندم و آن ها را با نوشته هاي ايشان پس از كشتاره بي رحمانه سال ٦٧ توسط خميني و لاجوردي بعد از عمليات فروغ جاويدان مقايسه مي كردم . ايشان يا با خوش شانسي ويا...توانسته بود از ان حادثه جان سالم به در ببرد.اينك ايشان بعد از "دگر ديسي ضد انقلابي" كه اصولا در خارج از كشور با "كشش هاي مادي بورژوازي" اتفاق ميافتد حالا به اين نتيجه رسيده است كه بلي! گناهان تمام به گردن "اين رهبري مجاهدين" است! و نميدانم چرا مدتي است با "جريان هاي معلوم الحال" تكرار ميكند : «هواداران ساده و رهبري گناهكار» و باز نميدانم چرا قبلا ها ميگفتند، خود شاه خوب بود، اطرافيانش و ساواك خيانت ميكردند

و يا اينكه خميني خودش، پير مرد خوب بود، بهشتي و بسيجي و پادسداران ظلمت جنايت ميكنند! اما به اين مقاومت كه رسيد، رهبري پاكباز آن كه پيش از همه از خودش مي پردازد (مانند خواهرش منيره بار دار و برادرش كاظم و اشرفش ) اين آقايان مي گويند كه هواداران از جان گذشته و پاك اما رهبري گناه كار ، كه شايد بتوانند با اين روش "سر مسله حل كن"این مقاومت، كه اين اقايان را به هزيان گويي وادار كرده است را از تن آن جدا كنند.
 
آقاي اسماعيل يغمايي (که روزي در رم با من صحبت مي كرد ميگفت كه همين آقاي رجوي كه به شخص ايشان چه لطف هايي كرده است و حالا..... بگذريم) در يكي از قصه هايشان به نام "كشتزار چغندر" درباره اين سياسي هاي قديمي كه دست از مبارزه كشيده اند و به اختلال حواس دچار شده اند ، رو به برگهاي چغندر در دهات هاي اطراف پاريس سخراني مي كنند و با تكان خوردن اين برگ ها فكر مي كنند كه جمعيت برايشان كف مي زند!!

اين حال و هواي همين آقاي مصداقي مي باشد با اين تفاوت كه آن روز ها اينترنت و فيس بوك و سایت های اجتمایی  نبود و آن ها رو به كشت زار صحبت مي كردند ولي حالا در گوشه اي مي نشينند، كار و زندگي هم ندارند و يا سوسيال بگير اين كشور ها هستند و يا زبانم لال جيره و مواجب بگيره وزارت اطلاعات! رژيم با همان فرمول بيست به هشتاد، يعني هشتاد درصد بر عليه رژيم ضد بشر ملا ها و بيست در صد بر عليه مقاومت می زنند، كه ايشان اين فرمول را به طور كامل بالعكس كرده است!
اينجاست كه به ياد حرف مارکس مي افتم كه مي گفت ( شرم احساسي  انقلابي است) )
آقا، هر روز دارند ١٠ تا ٢٠ انسان را در ميدان ها و زندان ها به دار مي آويزند ، آقا ، جوانان ايران را هر روز به بهانه اي به زير فشار مي گذارند ، آقا فقر و فحشا بيداد مي كند ،آقا اين رهبري اگر اهل قدرت گرفتن بود ،آنجا كه بهشتي به او مي گفت وقتي شما نخواهيد با ما در قدرت سهيم شويد ،ما مجبوريم وزير و وكيل از خارج بياوريم و و و و و وو و وو و در آخر آقا از آخرين كلام صبا كه مي گفت ما تا آخرش ايستاده ايم خجالت مي كشيم.
علي افشار تاريخ:13/5/2013

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Friendfeed :: Twitter :: Facebook :: Greader :: Addthis to other :: Subscribe to Feed